تبليغاتX
جيرجيرك
Thu 17 Aug 2006
آخرش نفهمیدم ما زندگی می کنیم ..... یا زندگی ما رو

خدا هم خوب همه ما را سر کار گذاشته ها ....

 

+ جيرجيرك
Tue 15 Aug 2006

برف

آوردگاه شمال :

یکهزار فرسنگ

فرسنگها در فرسنگ پوشیده از برف

در دو سوی دیوار دراز آهنگ

تا چشم را یار است در انجمادی سخت

در درازای رود ...

سیلابها بر پهنا و شتابناکی اش می افزاید .

کوهساران ... رقص مارهای سیمگون را تکرار می کنند

و تپه ماهورها گله های پیل را مانند خرامان خرامان

که با هیکل پر مهابت خود به مبارزه می طلبند افلاک را

روزی آفتابی لازم است با مایه هایی از ظرافت ورقت طبع

تا تماشای این بدایع نشست.

+ جيرجيرك
Sat 12 Aug 2006
یه کمی به خودت

یه کمی  به من

یه کمی به ما

یه کمی به اون و ...

توجه کن ... فقط یه کم  

+ جيرجيرك
Fri 4 Aug 2006

بالاخره پس از ۱۲ روز به قالب دلخواه خودمون رسیدیم

اینم شیرینی قالب جدید

+ جيرجيرك
Tue 1 Aug 2006
     سکوت شب

هزاران قصه دارد.

+ جيرجيرك